پدیدهای به نام «بیانیهنویسی» در فوتبال(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
ناهنجاریهای فوتبال ایران کم بود، حالا یکی دیگر به نام «بیانیه نویسی» به آن اضافه شده است. بیانیهنویسی فینفسه بار منفی ندارد اما آنچه در این فوتبال از بیانیههای گاه و بیگاه باشگاهها میبینیم سراسر کینهتوزانه و تفرقهاندازانه است. این موضوع برای عدهای در این فضا، به یک حربه ظاهرا قوی مبدل گشته تا خودی نشان دهند و به وسیله آن اهدافشان را پیش ببرند. حالا آن اهداف چیست؟ خلاصهاش میشود: حفظ میز و صندلی و بهرهبرداری شخصی.
لیگ برتر فوتبال ایران در جریان است و دو تیم استقلال و پرسپولیس برای تصاحب جام کورس بستهاند. چند تیم دیگر نیز به دنبال آنها هستند، البته نه برای قهرمانی بلکه در تلاشند تا کسب سهمیه آسیایی نمایند. این کلیت لیگ ماست، اما همین کورس بستن و تلاش برای رسیدن به رتبههای بالاتر، شاخ و برگهایی دارد که نشان میدهد اینجا هدف به شدت وسیله را توجیه میکند. یکی از آن وسایل که سخت آزاردهنده و منزجزکننده خودنمایی میکند، بیانیه نویسیهای این روزهای باشگاهها علیه یکدیگر، علیه داوران و علیه دیگر ارکان فوتبال و... است و در راس این هرم نامیمون، دو باشگاه بزرگ و مردمی و مثلا فرهنگی کشورمان یعنی استقلال و پرسپولیس قرار دارند! باشگاههایی که اگر همین الان پای صحبتهای مدیران محترم آنها بنشینیم، چنان از فرهنگ و اخلاق سخن میگویند که گویی فقط و فقط برای به کمال رساندن مربیان و بازیکنانشان برفوتبال ایران هبوط کرده و با اکراه و تنها برای خدمت پست مدیریتی را پذیرفتهاند! مدیرانی که وقتی جلوی دوربینهای تلویزیونی قرار میگیرند آنقدر افتاده و سر به زیر از مرام و مسلک پهلوانی صحبت میکنند که ناخودآگاه شمایی از پوریای ولی در ذهن بیننده نقش میبندد.
اما همین مدیران وقتی احساس کنند پای بردی و باختی و سه امتیازی و جامی وسط است، چنان از خود بیخود میشوند که دیگر کسی حریفشان نیست. البته قرار نیست اینها خودشان شخصا وسط گود بیایند و چرخی بزنند و حریف بطلبند که گاهی چنین نیز کردهاند. آنها پیاده نظام خود را جلو میفرستند، پیاده نظامهایی با عنوان مدیر روابط عمومی، مدیر رسانهای، معاون حقوقی و... خوش رقصی میکنند و... و بدا به حال استقلال و پرسپولیسی که اعتبار و آبرو و تاریخچه آن چنین به بازی گرفته میشود.
رفتارهای اینها به عنوان بزرگترهای باشگاههای استقلال و پرسپولیس
- و اخیرا چند باشگاه دیگر- بزرگترین آسیب را بر فرهنگ فوتبال ایران وارد میکند و متاسفانه نه تنها الگوهای درستی از خود برجا نمیگذارند بلکه خواسته یا ناخواسته تماشاگران را نیز به ورود به این وادی فرامی خوانند. البته ایمان داریم که بخش اعظمی از هواداران و تماشاگران فوتبال - نه آن عدهای که جز فحاشی و تهمت زنی و حرمت شکنی در فضای مجازی کاری بلد نیستند- از اعماق وجودشان از ایجاد چنین فضایی در فوتبال ایران دلآزرده هستند و این را به انحای مختلف بروز دادهاند.
در این بین، نقش منفعلانه فدراسیون فوتبال و کمیتههای بیاثر و خنثایی چون کمیته اخلاق و انضباطی را نباید نادیده گرفت. این بخشها اگر به درستی وظایف شان را انجام میدادند امروز شاهد این همه تهمت و توهین و بیاخلاقی از سوی عدهای نبودیم. فدراسیونی که یکسال به دست جریانات مخرب و ضد فرهنگ و ضد اخلاق اداره شد، حالا نیز توسط بازماندگان همان جریان کار و بار خود را پیش میبرد لذا از این گروه نیز انتظاری نمیتوان داشت و توقع اینکه بیایند و با بیاخلاقیهای موجود و بچه بازیهای یک عده در باشگاههای برخورد قاطعانه کنند، بیجا است.
خلاصه کلام اینکه فوتبال ایران در گرداب عجیبی گرفتار شده و خروج از آن، تنها یک راه دارد: واگذاری صندلیهای فدراسیون فوتبال به افراد دلسوز و متخصص تا به لطف حضور آنها، ارادهای جدی برای مبارزه با بیاخلاقیها و کجرویها و... شکل بگیرد، لذا باید اتفاقات پیرامون مجمع مهم و حساس پیش روی این فدراسیون که تاریخ آن دهم خرداد ماه اعلام شده را با دقت رصد کرد و اجازه نداد خواب آنهایی که برای فوتبال نقشههای تازه کشیدهاند تعبیر شود به ویژه وقتی از منابع موثق خبر میرسد که عدهای لابیهای خود با برخی مراکز غیر ورزشی و همچنین برخی هیئتهای استانی را آغاز کردهاند؛ کسانی که قواره شان به ریاست فوتبال این کشور نمیخورد.